X
تبلیغات
رایتل

بزرگترین وبلاگ هواداران شاهرخ خان

مرجع خبری فیلم نقد فیلم جدید ترین عکس ها و خبرها از شاهرخ خان

چهارشنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1388

توجه توجه اونهایی که مایلآ زبان هندی یاد بگیرن

نوشته شده توسط: حسام

توجه توجه اونهایی که مایلآ زبان هندی یاد بگیرن   این مطالب از سایت تینا جون ( ملکه کاجول )  و با ضحمت ریحانه خانم است . من هم کفتم این را در سایت بزارم

خب ...........از حالا دیگه حواسا جمع ! ...واسه جمع شدن حواسا بزن اون کف قشنگه رو به افتخار شاهرخ و کاجولم ....شله هااااااااااااا ...... 
بچه ها اگه دل بدین خیلی خیلی آسونه .... 
خب قدم اول : ....قدم اول اینه که من وقتی فعلهای پر کاربرد رو براتون میذارم و معنی میکنم شما باید از روی معنی کم کم طرز اومدن اجزای جمله کنار هم رو یاد بگیرید ( اول از جمله های آسون شروع میکنم تا با معنی فعلها آشنا بشید ) ( ابته این فعلها امر هستن و ساده اند اگه بخوایم از همین فعلها مثلا راجع به دختر و پسر بگیم یه خورده فرق میکنه که توی پست های بعدی که یه کم پیشرفت کردید ادامه میدم )....و همچنین فعلها و کلمات تازه رو ....در آخر هر جمله نکات رو میگم .....پس بزن بریممممم  
دروازا کولو : در رو باز کن ....پس " کولو " به معنی باز کردن و "دروازا " به معنی دره ...... 
کتاب لو : کتاب رو بگیر ...." لو " به معنی گرفتن ..... 
آرام کرو : استراحت کن .....پس " آرام کرو " به معی استراحت کردنه ...اما خود " کرو " به معنی انجام دادن هست ..مثلا به این جمله دقت کنین : یه کام کرو : این کار رو انجام بده ...پس " کرو " به معنای انجام دادن و " کام " به معنی کار و شغل هست .... 
پانی لائو : آب بیاور .....پس " لائو " به معنی آوردن و " پانی " به معنی آب میشه ..... 
یاها رکو : اینجا بگذار ....پس " رکو " به معنای گذاشتن و " یاها " به معنای اینجاست .....حالا که از کلمه یاها به معنای اینجا استفاده کردم بزار این کلمات رو هم بگم ..... 
یاها : اینجا.....واها : اونجا ....ایدر : اینجا ....اودر : اونجا .... 
واها دکو : اونجا رو نگاه کن .....پس " دکو به معنی نگاه کردن است ... 
( راستی برای صحبت کردن به هندی هر جوری بخواین میتونین از کلمات کنار هم استفاده کنین و لازم نیست حتما طبق قاعده باشه )... 
کانا کائو : غذا بخور .....پس " کائو " به معنی خوردن .....و " کانا" به معنی غذاست ... 
یاها بتو : اینجا بشین ...." بتو " به معنای نشستن هست ..... 
پاگ جائو : فرار کن ...پس کلا " پاگ جائو "به معنای فرار کردنه ..... 
خب اینا فعل های آسون بوده که گذاشتم و حتما یاد بگیرید چون این مقدمه رو گذاشتم که توی پستهای بعدی جملات بلند رو ترجمه میکنم ...از فیلمها یه سری جملات تکراری و کلیدی رو انتخاب کردم که میذارم ..... 
راستی آخر هر هفته یه سری جمله میذارم که شما خودتون باید ترجمه کنیناااااااااااااا .....نا ببینم متوجه توضیحاتم میشین یا نه !!!! باشه ؟؟؟؟؟؟
تینا جونمممممممممم ....با تعریفات به خودم امیدوار میشم گلم ....خیلی خانومییییییییی گلم ........خیلی ذوق کردمااااااااااا .. 
معصومه جونی باورت نمیشه چقدر از کامنت هات و اینهمه ذوقی که میکنی من خوشحال میشممممممم جیگری ...آره امتحان رو حتما میگیرم ....اینجوری حتما درستون رو میخونید بچه ها ......راستی من واسه پست قبلی یادم رفت انگلسی هم بنویسم اون هندیها رو که اشتباه تلفظ نشه ...اما دیگه مینویسم ! 
قدم دوم : قدم دوم اینه که وقتی فعلهای پر کاربرد هندی رو میدونی اونو قت میتونی جمله هارو درک کنی ....دیگه لازم نیست حتما زمان و شناسه ی فعل رو بلد باشی ..... 
مثال 1 ) مثلا من توی پست قبلی گفتم " دک ( یا دکو ) " به معنای دیدن هست ...پس اگر توی جمله ای این کلمه اومد ( حالا با یه کم تغییر ) شما میگی این کلمه به معنای دیدن هست پس اینجا باید همین معنی رو بده ! .....یه مثال میزنم از این موردی که گفتم : 
مه تومکو دکاتا ( me tumko dekata ) : من تورو دیدم ....اگر دقت کنین میگین که " دک " به معنای دیدن هست ( گرچه این زمان گذشته ی این فعل هست اما مهم دونستن اون فعله و حدس زدن معنی ) ...وقتی فعل رو شناختی دیگه کارت راحته چون " مه " به معنای من هست و " تومکو " هم به معنای تورو پس ترجمه کامل شد .... 
نکته : اگه به فعل " تا " ( برای مذکر ) یا " تی " ( برای مونث ) اضافه بشه یعنی اون فعل گذشته هست ....مثل " دکاتا " و یا " دکاتی " 
مثال 2 ) مه کوچ نهی آتی( me kuch nehi aati ) : من هیچی بلد نیستم .....خب کلمه نا آشنا اینجا " آت یا آتی " هست ... " آت " به معنای دانستن هست و چون نهی قبلش اومده منفی شده .. راستی شاید بگین " کوچ " یعنی یه چیزی ( با توجه به کوچ کوچ هوتاهه ) اما دقت کنین " کوچ "توی جمله هایی که نهی داره معنی هیچ رو میده ! 
نکته مهم : اگر به آخر هر فعل یا صفتی " ی " اضافه کنیم اون فعل برای مونث میشه درست مثل فعل " آتی " در مثال بالا ..درواقع خود فعل " آت " بوده که چون میخواستیم مونث باشه بهش "ی " اضافه کردیم ..... اما برای مذکر آخر فعل " ا " اضافه میکنیم ...پس اگر جمله ی بالا رو میخواستیم مذکر کنیم میگفتیم " آتا " ..... 
به آهنگ کالج شاه و ملکه توی کوج کوچ دقت کردین که شاهرخ به کاجول میگه : دیوانی ...اما کاجول به شاهرخ میگه دیوانا .....در واقع این دیوانه یه صفت بوده و چون شاهرخ به کاجول که مونثه میگه پس بهش " ی" اضافه کرد و واسه شاهرخ هم که " ا " اضافه شد ! 
بزارید یه مثالی بزنم که همه بلید : تا حالا به جمله ی " دوستت دارم " به هندی فکر کردید ! ...اگه یه پسر میخواد بگه دوستت دارم میگه : مه تومکو پیار کردا هو ( me tumko pyar kardaho ) ......و اگه یه دختر بخواد بگه میگه : مه تومکو ( تومسه ) پیار کردی هو .....قبلا گفتم " کر " به معنی انجام دادن هست و چون اینجا با " پیار " که به معنی عشق هست اومده به معنای دوست داشتن و عاشق بودن هست .... راستی بیشتر هندیها به جای تومکو از تومسه استفاده میکنن ( پرکاربردتره اما همون معنی رو میده ) 
پس یه نتیجه اخلاقیی میگیریم که : به همه چیز صحبت ( توی فیلمها ) دقت کنیم  
مثال 3 ) موجهه سمجاتا که وو آئگا ( muje samjata ke vo aega ) : من فکر کردم ( متوجه شدم ) که او میاید ......خب اگه من معنی دو تا فعل " سمج " و آئه " رو بگم دیگه معنی باید براتون مشکل نباشه .... ".موجهه "که یعنی من و " وو " هم که یعنی او .... اما " سمج " یعنی فهمیدن یا فکر کردن هست و لابد ابن رو هم میدونین که این فعل گذشته ی مذکر هست چون بهش " تا " اضافه شده ( این رو توی قسمت بالا توضیح دادم )....و اما " آئگا " به معنی می آید و در واقع آمدن هست ....خب دیگه ترجمه تموم شد .... 
خب اینا رو خوب تمرین کنید تا اگه جایی شنیدید بلا فاصله معنی کنین .... 
تا پست بعدی و ترجمه های بعدی ......زنگه تفریحهههههه
سلام دوباره گلهای شاهرخی و کاجولی خودم ...... 
وای معصومه جونم گفتی من معلم خوبیم ؟؟؟ من الان سرخ شدم از خجالت ....خوبی از خودته جیگر تو شاگرد خوبی هستی من رو هم خوب میبینی ... 
خب اول از همه من امیدوارم که پستهای قبلی رو خوب خونده باشین ..... 
شروع میکنییییییم : 
توی پستهای قبلی گفتم که خیلی مهمه که معنی ساده ی فعلها رو بلد باشی ( بدون اینکه زمانها رو حفظ کنی ) ...چون توی دیدن فیلم حدس زدن معنی فیلم و ترجمه ی سریع خیلی اهمیت داره ! ....خب بزن بریم برای ترجمه : 
یه سب چوت هه ( ye sab chut he ) : اینها همه دروغه ..... کلمه ی " سب " به معنای همه هست ...." چوت " هم به معنی دروغ ..... 
موجه کوچ بتا نهی هه ( muje kuch bata nehi he ) : من هیچی نمیدونم .....فقط اینجا شما معنی فعل " بتا " رو بگم دیگه باید بتونین خودتون معنی کنین گلهای من ! ..." بتا " که البته توی تند تند گفتن " بدا " تلفظ میشه به معنی دانستن هست ....و چون نهی اومده پس منفی شده ...بقیه ی جمله رو که قبلا توضیح دادم ... 
مه اوس لوگو کو درتی هو ( me us logo ko darti hoo ) : من از اون آدمها میترسم ......خب اینجا ما چندتا نکته داریم : ...اول اینکه " لوگ " در کل به معنای مردم هست اما میشه در اینجور جمله به صورت بالا معنی بشه ...حالا من یه مثال میزنم که توش " لوگ " معنی مردم بده : 
مه مری دش کی لوگو کو شکرگزار هو ( me meri desh ki logo ko shokorgozar hoo ) : من از مردم کشورم سپاسگزار هستم ...( "دش " به معنی کشور هست ....و اینجا لوگ به معنی مردم هست ) .....خب برگردیم سر همون مثال قبلی : فعل " در " به معنی ترسیدن هست و چون گوینده مونثه بهش " ی " اضافه شده ......" اوس " یه حرف اشاره هست و چه اسم بعدش مفرد یا جمع باشه به همین صورت میاد و توی ترجمه هم مفرده همیشه ..... 
نکته دیگه ای که هست اینه که توی زبان هندی اسمها برای جمع بسته شدن معمولا آخرش " و " اضافه میشه مثلا کلمه ی " دوست " اگه جمع بسته بشه میشه " دوستو " ( dosto) ... 
مه چاهتا هو که توم مری مدد کرو ( me chahta hoo ke tum meri madad karo ) : من میخوام که تو به من کمک کنی .....پس فعل " چاهت " به معنی خواستن هست و چوم گوینده مذکر بوده به آخرش " ا " اضافه شده ... " مدد " هم به معنای کمک هست و قبلا هم که گفتم فعل " کر " به معنای انجان دادن و کردن کاری هست .. 
دیدین اگه پا به پا بیاین و نکته های کلیدی رو یاد بگیرین چقدر آسونه ؟!!!!!

خب بچه ها سلام و عذرخواهی واسه تاخیر چند روزه ......خب آماده اید ؟؟؟؟ جمله های ایندفعه رو حول محور اینکه مثلا رضوان دستگیر میشه و کاجول میخوا ازش دفاع کنه و از این حرفا نوشتم .... 
خب بچه هااااااا بزن که بریممممممممممم : 
مه ابنی پتی کو اچی ترسه جانتی هو ( me abni pati ko achi tarase janti hoo ) : من شوهر خودم رو خوب میشناسم .......خب اول از همه مثل همیشه باید بریم سراغ فعل ..... فعل " جان " رو هر جا شنیدین به معنی شناختنه ( گاهی با یه تغییر معنی رفتن میگیره ) و چون گوینده یه زنه پس بهش " تی " اضافه شده ....کلمه ی " پتی " یعنی شوهر و "پتنی " یعنی زن ..... و وقتی که میخوایم بگیم که خیلی خوب یه کاری رو انجام دادیم اونوقت قبل فعل " اچی ترسه " رو میاریم .....( حالا این کار میتونه هرچی باشه مثلا توی این مثال شناختن همسر مورد نظره ) ....و اما راجع به " ابنی " .....هرگاه که یه چیزی مال خودتونه ( و البته کسی ) اونوقت قبل اسم ابنی میارید یعنی که مال شماست البته میتونین " مری " رو قبل از اسم بیارید ) ...مثلا ابنی پتی یعنی شوهر خودم ..... 
مری پتی بلکل بی قصور هه ( meri pati belkol beghosor he ) : شوهر من کاملا بیگناهه ....این که دیگه آسون هست .....توی مثال بالا گفتم که مری اگه قبل از اسم بیاد یعنی اون چیز یا شخص مال شماست ...." بیقصور " هم که یه کلمه ی فارسیه یعنی بیگناه ..... 
کیو آپ مری بات کو سمج نهی کرته ( kiyo aap meri bat ko samaj nehi karte ) : چرا شما حرف من رو نمیفهمید ؟ .......خب قبلا گفتم که فعل " سمج " به معنی فهمیدن هست و فعل " کر " به معنی انجان دادن و چون این دوتا با هم اومدن پس یعنی فهمیدن و درک کردن هست که با " نهی " منفی شده....و کلمه ی " کیو " هم یعنی چرا ....." بات " یعنی حرف ....و چون مری قبلش اومده یعنی حرف من .... 
اوسکو غلط مت سمجو ( usko ghalat mat samjo ) : او را غلط نفهم ( منظورش اینه که در مورد او اشتباه نکن ) ....سمج رو که میدونین اما شاید بگین اینجا که " نهی " نیومده پس چرا منفی معنی شده ! خب هر وقت دارین با کسی حرف میزنین و میخواین بهش نهی کنین قبل اون فعل " مت " اضافه میکنین فقط در اینصورت ....در بقیه حالتها با " نهی " قبل از فعل منفی میکنین ..... غلط هم که فارسیه ..... 
راستی بچه ها همیشه ترتیب به این صورت نیستا ...باید یاد بگیرین که اگه جای اجزای جمله رو هم عوض کردن بتونین معنی کنین ..... 
مه چوپ نهی بتونگی ( me chup nehi betungi ) :من ساکت نمینشینم .....یادتونه توی اولین پست گفتم که فعل " بتو " یعنی نشستن هست و با نهی منفی شده ...خب وقتی اونو بلد باشی که دیگه لازم نیست حتما زمان فعل رو بلد باشی ..... " چوپ " به معنی ساکت و آروم هست ( البته بعضی جاها خودش یه فعل میشه و به معنی ساکت شدن و ساکت موندن ) ... 
توم واپس چلی جانا ( tum vapas chali jana ) : تو برگرد و برو ........بچه ها یادتونه گفتم که بعضی وقتا " جان " به معنی رفتن هست ؟!!! ....اینجا از کلمه " چلی " که اونم به معنی رفتن هست میفهمیم که جانا اینجا باید همون معنی رو بده ....واپس هم که تقریبا فارسیه و یعنی برگشتن ......... 
خب بچه ها شرمنده که کم بود چون امتحان دارم مجبورم یه کم زود برم ..... 
دوستتون دارم .....فعلا رخصت